خداحافظی ...

 



دل از این منزل برکنده ام ...

به خانه ام بیا و میهمانم باش. 

 

 

 

 

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی

‌سلام به خواهرم باران این چندمین باری است که دزدکی به وبلاگت سر می‌زنم. شاید این روزها، اندهگینی و شاید هم منتظر یا .... در هر حال این خداحافظی کمی غریب و بسیار دردناک است. آرزومند شادی‌هایت در تمام لحظات زندگانی، خواهر کوچکت: سلمی

ارامش

سلام خوبم[گل] دوست مهربانم نمیدونم چی باعث شده که این وبلاگ رو ببندی .امیدوارم که باز هم ادامه بدی چون وبلاگت واقعا دلنشین بود.هر جا که هستی خدا یارو نگهدارت. "همه عمر بر ندارم سر از این خمار و مستی که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی" یا حق "ارامش"[خجالت]

ستایش

سلام : سال نو مبارک گلم من بازم میام اینجا چون تو را خیلی دوست دارم با ( آرزو در سال جدید ) به روزم خوشحال میشم سر بزنی

گل سرخ پژمرده . . . .

دست من بسوی تو دو چشم من بکوی تو راه من به راه تو گوش من به صدای تو دست من بسوی تو دستمو بگیر ببین دستم چه سرد شده صدام در این دوری و تنهائی چه بی آهنگ شده بسوی تو شتاب کنم چشم ترم نغمه ی بی رنگ دلم صبح بی نور شده آفتاب وجودم بی تو بد آموز شده دستم بسوی تو دستمو بگیر

حجت لباف

سلام ارتقای آگاهی – بهبود زندگی [گل]

نسرین

بعد از 3 سال دوری،اصلا انتظار این رو نداشتم: این وبلاگ بسته شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نرگس

واااااااااااااااي باران باورم نميشه ؟ وبلاگ به اين قشنگي چرا بايد بسته بشه ؟ من كه مي گم اين كار رو نكن پشيمون ميشيا شاد باشي

گل سرخ پژمرده . . . .

غنچه زند لبخند گل معطر میشود نور زند دلبند شهره مهیا میشود اشک بهار شبنم نشانش میکند ساغر و می دست نشانش میکند ساق ساقی نرم نرم بر در میشود چشم من از شوق دیدار تر میشود ستاره بارون میکنم ره تا ره بگیری نشان از ره که دل نور بارون میشود