خانه خراب تو شدم ، به سوی من روانه شو ...

.

.

.

مهربان!

این بار دلت را بشمار،

که نوشتم،ـ

ُ ُ د ی د ا ر ُُُ ُ !!

تو اگر بی من و دلتنگ منی،ـ

یک به یک،ـ

فاصله ها را بردار ...

.

.

.

* چنانچه از عشق بگویی، با عشق شنیده خواهی شد ...

.

.

.

* حرف آخر

تا تو به داد من رسی،ـ

من به خدا رسیده ام ...

.

/ 38 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسيم

با يک حضور می توان فاصله ها را برداشت

نرگس

سلام چرا اپ نمی کنی عزيزم ؟؟؟ شاد باشی و برقرار

امير

پست قشنگتو خوندم و استفاده کردم /منم بایک غزل متفاوت به روزم //امشب به صرف یک غزل تلخ دعوتيد!!

پری سا

سلام بانو! منم همون خواب ديده ای که حالا بيدار شده داره واقعتو ميبينه! منم به خدا رسيدم بانو! اومدم بگم خونه تازه ام گواه عوض شدنمه... بيا اونجا اونجا جای لحظه های تازه منه! بانو! دلتنگت بودم مواظب خودت باش فدای تو ياحق

يكا

سلام بيا ببين تحريك شده منييتم

لب خاموش

سلام زندگي با همه وسعت خويش محمل ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست زندگي رفتن و راهي شدن است زندگي جنبش راهي شدن است. از سر آغاز وجود تا جايي که خدا مي داند. وبلاگم بروز شده و تورا من چشم در راهم يا حق

.

تا می توانستم فاصله ها را يک به يک... دو به دو برداشتم... اما هر چه از اين طرف کم می شد.. از آن طرف زياد...

.....

آی بانو ....... تنت نيازمند ناز طبيبان مباد که سوختم تا شنيدم افتاده به بستري

مهلا

سلام رفيق. زيبا بود.