مهربان، مراقب انار و آیینه باش!!

 

 کلام اول:

چگونه بگویمت؟! ...

اگر طعنه ام بگویند و دشنامم دهند،-

هراسان و ویران کلامشان نخواهم بود!!

مرا نادیدن دریا و باران و کوه،-

مرا نادیدنِ خویشتنِ خودم،-

پریشان می کند ...

.

کاش بدانی چه می گویم ...

کاش این گونه بخوانی ام ...

 

 

 

 

 

من راه خانه ام را گم کرده ام ...

اسامی آسان کسانم را،

نامم را،

دریا را و ...

.

من راه خانه ام را گم کرده ام بانو!!

شما، بانو ... که آشنای همۀ آوازهای روزگار منید،-

آیا آرزوهای مرا در خواب نی لبکی شکسته ندیدید؟!

می گویند در کوی شما،-

هر کودکی که در آن دمیده،

از سنگ، ناله و از ستاره، هق هق گریه شنیده است ...

.

بگو رهایم کنند

بگو راه خانه ام را به یاد خواهم آورد

می خواهم یک لحظه، به این لحظه بیندیشم!!

 

 

 

 بی قرارم

می خواهم بروم

می خواهم بمانم

دارم در ترانه ای مبهم، زاده می شوم ...

 

 

 

 

* حرف آخر

من از همۀ نام ها،

نشانی تو را به کسی نخواهم داد ...

 

/ 16 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یلدا

این شعر را و همه ی شعرهایت را دوست دارم. زیبا بود.

لب خاموش

زیبا بود مثل همیشه

سروی

سلام زاده می شوم در ترانه ای مبهم خسته می شود در این زمانه درهم بیش از آن نگاه و ترانه بی معنا بود کز ترانه و چشمم خون چ ک ی د آن دم با سپاس

یلدا

در شعرت غربتی است بانوی خزان. بانوی پاییزی.

نیست

مرسی دختر مرسی از کامنت دقیقی که گذاشتی واسم خوندم این کلمه هاتو چیزهایی شبیه شعر که من را لذت می دهد فراوان

نفیسه مرادی

بگو رهایم کنند بانو . . . بگو رهایم کنند . . . من از هجوم هراس آور نبودن تو می ترسم من از بیگانگی دست ها و نگاه ها می ترسم بگو رهایم کنند بانو می خواهم از تمامی لحظه های بودنم تنها رنگ روسری تو را به خاطر بسپارم و دیگر هیچ . . . مراقب انار و آینه و این دل شکسته باش بارانم [گل]

نفیسه مرادی

می دانم که چه می گویی و می خوانم نگاه روشن تو را به جانب این همه آرامش که از جانمان ربوده اند . . . من از تکلم نام تو به شاعرانه ترین واژه ها رسیده ام مهربان . . .

رضاکاظمی

تصدقت وممنون ازحضورت...باران فونتت خیلی چشم کورکن بود!...باران چرااسم شاعرانتخاب های قشنگی روکه میکنی نمی نویسی؟ زیراین بنویس:سیدعلی صالحی... می بخشیا[لبخند]