زده ام فالی و فرياد رسی می آيد ...




حضرت عشق بفرما که دلم خانه ی توست ... سر عقل آمده هر بنده که ديوانه ی توست







فردا اگر بيايد و ،ـ

گيلاس ها طعم تو را نداشته باشند ،ـ

فردا اگر بيايد و ،ـ

نام تو زيباترين کلام نباشد ،ـ

فردا اگر بيايد و خنده های تو موج نزند ،ـ

و غرق تو نباشم من ،ـ

فردا ... فردا ...

فردا را گو که نيايد ،ـ

اگر که بر مدار تو نمی چرخد ...




*** *** ***




گاه طلوع تو بود لحظه ی اول جهان ،

سپيده ای به آنی خواب شبانه را جارو کرد ،

ستاره شدم ،ـ

در سايه ات که چشم گشودم ...

باران می خواند ،

حضور روشنت نمی بارد ...

عاشقانه به هيات اندوه ،ـ

در پس ابرها رويايت را می جويم ...

تو نيستی و جهان ،ـ

به لحظه ی دوم پرتاب می شود ...





*از مجموعه ی (( پشت اين صدای تازه )) سروده ی : عادل بيابانگرد جوان







/ 23 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
داریوش

ای کاش بيايد! ای کاش! دلت بهاری بانوی پاييزی!..به روزم و منتظر حضور سبزت!

mahan

سلام بانو ... همگان در انتظار حضورش هستيم ... مثل تمام نجواهای آرامت ، زيبا بود ...

محمود

سلام باران عزيز...به من سر بزن...داستانم رو گذاشتم تو وبلاگم...ممنون ميشم نظر بدي...

farzaneh

سلام و چه زيباست راستی تفکر اينکه من فردا به چه فکر کنم دست خودمان است

kamyar

سلام به ما هم سر بزنيد خوشحال ميشيم

hamid

زندگي خالي نيست:مهرباني هست؟سيب هست؟ايمان هست؟آري تاشقايق هست؟زندگي بايد کرد....موفق باشيد......به من هم سر بزن

azar

سلام - راستی فصل تو مبارک - فصل باران های خيس از عشق - امروز ببار که فردا باريدن برای دل رنجور ما دير است . خوشحال ميشم يادی از سکوت های من کنی و با باران مهرآسايت خرسندم کنی - موفق باشی.

hanin

سلام...مثل هميشه هيچ جای حرفی و نداشت....از بارونم بنويس...از اشک....

alamate soal

من هم بايد فصلتو تبريک بگم. سه ماه پادشاهی کن. دور و برت و زير پات همه جا طلای برگای رنگ پريده بت تقديم ميشن. بعد از تو هم نوبت من زمستونيه. به روزم با ادامه ی دنکه. خوش باشی و هميشه پاييزی.

محمود

سلام باران .. سروده قشنگی بود .. من آپم . خوشحال ميشم ببينمت .